تعاریف برنامه درسی

به چند نمونه از تعاریف برنامه درسی اشاره می شود . برنامه درسی عبارت است از :

  • برنامه ریزی  فعالیت های یاد دهی  - یادگیری به منظور ایجاد تغیرات مطلو ب در فراگیران و ارزیابی میزان تحقق این تغییرات می باشد .   (مشایخ ۱۳۷۵)
  • برنامه درسی یعنی . برنامه همه فعالیت هایی که معلم برای یاد دادن و دانش آموز برای یاد گرفتن انجام دهند .    (نوریان ۱۳۸۹)
  • برنامه درسی ُ  تمام  فعالیت های برنامه ریزی شده ای است که مدرسهُ  مسئول اجرای آن است .       «ماریش و یلیس ۲۰۰۳»
  • برنامه درسی عبارت است از :از آنچه آموخته می شود ُمواد متعلق به شاگرد تجربیات مدرسه ُهمه تجربیات .    « ملکی۱۳۷۶»
  • تعریف جامع و مانع :  برنامه درسی به محتوای رسمی و غیر رسمی.  فرآیند محتوا . آموزشهای آشکار و پنهان اطلا ق می گردد  که بوسیله آنها فراگیران تحت هدایت مدرسه . دانش لازم  را      بدست می آورند .مهارتها  را  کسب می کنند و  گرایشها .قدر شناسی ها  وارزشها  را در خودتغییر  می دهند .  « ملکی ۱۳۷۶ »  

 

بودجه بندی کتاب های درسی پایه ی اول تا ششم ابتدایی

بودجه بندی کتاب های درسی پایه ی اول تا ششم ابتدایی

  

 

بودجه بندی کتاب های درسی پایهی اول تاششم ابتدایی

جدول زمان بندی دروس اول ابتدایی

قرآن

بخوانیم

ریاضی

علوم

مهر

14-21

نگاره 1تا 10

1-24

10-17

آبان

22-31

درس 1تا 4

25-50

18-33

آذر

32-41

درس 5 تا 8

51-77

34-49

دی

42-49

درس 9 تا 12

78-88

50-59

بهمن

50-58

درس 13 تا 14

89-114

60-69

اسفند

59-67

درس 15 تا 16 روانخوانی

115-135

70-83

فروردین

68-71

درس 20 و 21

136-152

84-91

اردیبهشت

72-80

درس 22 و روانخوانی

153-164

92-103

 

جدول زمان بندی دروس دوم ابتدایی

 

قرآن

بخوانیم

هدیه های آسمان

ریاضی

علوم

مهر

درس 1 و2

4-15

درس 1 تا 3

1-18

درس 1

آبان

درس 3 و4

16-31

درس 4 تا 6

19-36

درس 2 و3

آذر

درس 5 و 6

32-49

درس 7 تا 9

37-54

درس 4 و 5

دی

درس 7 و 8

50-63

درس 10 تا12

55-72

درس 6 و 7

بهمن

درس 9 و 10

64-78

درس 13 تا 15

73-90

درس 8 و 9

اسفند

درس 11

79-91

درس 16 و 17

91-103

درس 10 و 11

فروردین

درس 12

92-101

درس 18

112-126

درس 12

اردیبهشت

درس 13 و 14

102-114

درس 19 و 20

127 تا آخر

درس 13 و 14

نکته: این جداول زمان بندی ارائه شده پیشنهادی است و آموزگاران محترم می توانند آن را با توجه به شرایط خاص کلاس تغییر دهند.

جدول زمان بندی دروس سوم ابتدایی

اجتماعی

بخوانیم

هدیه های آسمان

ریاضی

علوم

مهر

1-11

1-27

درس 1 تا 3

1-29

1-21

آبان

12-20

28-50

درس 4 تا 7

30-58

22-33

آذر

21-32

51-73

درس 8 تا 11

59-88

34-51

دی

33-38

47--96

درس 12 تا15

89-105

52-61

بهمن

39-46

97-117

درس 16 تا 19

106-117

62-72

اسفند

47-58

118-142

درس 20 تا 23

118-149

73-98

فروردین

59-64

143-156

درس 24 و 25

150-164

90-99

اردیبهشت

65-73

157-172

درس 26 تا 28

165-192

100-117

نکته: قرآن کریم در ساعت اول یا دوم آموزش تدریس شود.

قرآن سوم ابتدایی : اذکار نماز در مهرماه سپس طی 33 جلسه در 33 روز بصورت متوالی آموزش مهارت روخوانی قرآن و سپس بخش سوم کتاب یعنی انس با قرآن کریم هفته ای 2 جلسه برگزار شود.

جدول زمان بندی دروس چهارم ابتدایی

 

قرآن

بخوانیم

علوم

ریاضی

جغرافی

تاریخ

مدنی

مهر

درس 1 و2

1-30

6-25

1-29

2-10

70-74

108-110

آبان

درس 3 و4

31-64

26-43

30-58

11-22

75-80

111-113

آذر

درس 5 و 6

65-86

44-57

59-85

23-31

81-85

114-116

دی

درس 7 و 8

78-102

58-71

86-101

32-37

86-88

117-119

بهمن

درس 9 و 10

103-136

72-83

102-119

38-43

89-94

120-122

اسفند

درس 11 و 12

137-152

84-93

120-148

44-50

95-99

123-127

فروردین

درس 13

153-168

94-97

149-160

51-55

100-103

128-130

اردیبهشت

درس 14 و 15

169-180

98-102

161-186

56-67

104-106

131-132

 

جدول زمان بندی دروس پنجم ابتدایی

هدیه های آسمان

قرآن

بخوانیم

علوم

ریاضی

جغرافی

تاریخ

مدنی

مهر

درس 1 تا 3

درس 1

1-30

7-21

1-21

2-9

76-87

138-141

آبان

درس 4 تا 6

درس 2 و3

31-61

22-41

22-42

10-21

88-93

142-144

آذر

درس 7 تا 9

درس 4 و 5

62-96

42-57

46-64

22-28

94-99

145-147

دی

درس 10 تا 12

درس 6 و 7

97-115

58-73

65-74

29-37

100-108

148-152

بهمن

درس 13 تا 15

درس 8 و 9

116-130

74-83

75-84

38-45

109-116

153-155

اسفند

درس 16 تا 18

درس 10

131-166

84-92

85-105

46-53

117-124

156-157

فروردین

درس 19 و 20

درس 11

167-178

93-101

106-115

54-64

125-128

158-161

اردیبهشت

درس 21 تا 23

درس 14 و 12

179-195

102-113

116-132

65-74

129-136

162-165

جدول زمان بندی دروس ششم ابتدایی

 

قرآن

هدیه های آسمان

فارسی

ریاضی

علوم

مطالعات اجتماعی

کار و فناوری

تفکر و پژوهش

مهر

درس 1 و2

درس 1 تا 3

درس 1 تا 3

1-25

درس 1 و2 نیمی از3

درس 1 تا 4

درس 1 تا 4

درس 1 تا 4

آبان

درس 3 و4

درس 4 تا 6

درس 4 تا 6

26-55

ادامه3   درس 4 و 5

درس 5 تا 8

درس 5 تا 8

درس 5 تا 8

آذر

درس 5 و 6

درس 7 تا 9

درس 7 تا 9

56-85

درس 6 و 7

درس 9 تا 12

درس 9 تا 12

درس 9 تا 12

دی

درس 7 و 8

درس 10 و 11

درس 10 و 11

86-98

درس 8

درس 13 و 15

درس 13 و 16

درس 13 و 16

بهمن

درس 9 و 10

درس 12 تا 14

درس 12 تا 14

99-126

درس 9 و 10

درس 16 تا 18

پودمان کار

درس 17 تا 20

اسفند

درس 11 و 12

درس 15 تا 16

درس 15 تا 16

127-141

درس11و12

درس 19 و 20

پودمان کار و پروژه طراحی

درس 21 و 22

فروردین

درس 13

درس 17

درس 17

142-152

درس 1َ3

درس 21 و22

پروژه طراحی و ساخت

درس 23 و 24

اردیبهشت

درس 14

-

-

153-160

درس 14

درس 23 و 24

پروژه طراحی و ساخت

درس 25 تا آخر

 

 

 

ويژگيهاي معلم

 ويژگيهاي معلم
   متواضع و فروتن باشد و از کبر و عجب پرهيز نمايد و از انجام اموري که در عهده و توانايي او نيست خودداري کند . واز فراگرفتن      چيزي که نميداند استنکاف ننما يد و تصنٌع و صحنه سازي نسبت به چيزي که  ميداند بکار نبرد .

•   روش او در تربيت، عمل به علم باشد! يعني به چيزي که د يگران را به آن امر مي کند عامل باشد و همه حالات و  سکنا   ت او حاکي از کمال و وقار باشد .

 

•   براي پيشگيري از سوء رفتار شاگردان و جلوگيري از ارتکاب خلاف آنان با اشاره و کنايه عمل نمايد و در صورت لزوم ، آشکارگو يي     و تصريح او براي شاگردان همراه با لطف و محبت و صبر و مودٌت باشد و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش و تو بيخ        ننمايد زيرا آشکار گو يي و بيان صريح هيبت و ابهت مربيان را از هم مي گسلد و موجب جرأت و جسارت شاگردان در انجام عمل      سوء اخلاقي مي گردد .

 

•   در جهت تقويت اعتماد به نفس دانش آموزان کوشا باشد زيرا اگردانش آموز دچار عدم اعتماد به نفس گردد دائماً خود را از امور       محوله ناتوان مي يابد و اين خطري است که اگر پيشگيري نشود دانش آموز دچار مشکلات رفتاري مي گردد .

 

•   جهت پيشبرد اهداف تربيتي و آموزشي در محيط هاي آموزشي از محرک هايي چون تحسين ، تقدير ، تشويق و تحريض ،            ترغيب ، پاداش و نظاير آنها استفاده نمايد

 

•   خوبي ها را افشا کند و بدي ها و عيب ها را بپوشاند و زشتي را آشکار نکند زيرا اين خود باعث مي شود که بديها و زشتيهاي      فاعل عمل کم شود .

 

•   تصور صحيحي از خود داشته باشد و خويش را چنان که هست بپذيرد و در غير اين صورت نمي توان شايستگي ها و لياقت هاي     خود را تشخيص دهد و همواره مضطرب و منتظر و در حال احتياط باقي مي ماند و بجاي ابتکار و خلاقیت پیوسته در صدد کشف      روش هایی است که عدم صلاحیت او را بپوشاند.

 

•     در کلاس به جهت رشد و شخصیت اجتماعی دانش آموزان به اصول ارتباط کلام توجه کافی بنماید .

 

•   نسبت به آنچه که می خواهد تعلیم دهد آگاه باشد و عنایت داشته باشد که نیمی از شرایط حسن اداره کلاس به این امر           اختصاص دارد .

 

•     دارای ثبات عاطفی باشد که بهترین عامل جلب اعتماد دانش آموزان نسبت به معلم می باشد .

 

•   در صورت بروز رفتار نامناسب از سوی دانش آموز رفتارهای گذشته او را بر علیه آنان بکار نگیرد و به عبارتی گذشته  نا مطلوب او      را همچون بر چسبی بر پیشانی فراگیر نزند.

 

•     در هنگام رسیدگی به رفتارهای نابجا و یا در هنگام تغییر رفتار دانش آموزان به زمینه اساسی و احتیاجات او توجه نماید.

 

•     خود را کامل نداند و دائماً در صدد ایراد گرفتن از دیگران نباشد که روش فوق زمینه را جهت بروز رفتارهای نامناسب فراهم می        سازد .

 

•   دانش آموز را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد و او را درک کند از ارزشیابی شخصیتی او خصوصاً جنبه های منفی               شخصیت در حضور جمع اجتناب ورزد .

 

•     به عنوان یک الگوی رفتاری باید در افکار و اعمالش ثبات داشته باشد و تصمیم گیری او متأثر از حالات هیجانی او نباشد.

 

•   عنایت داشته باشد که دانش آموزان با اظهار نظر معلم و مربی در مورد خودشان خیلی اهمیت می دهند، لذا چنانچه آنان            احساس کنند که ارزشیابی معلم بدون غرض بوده و با رعایت کامل انصاف صورت گرفته است، برای آن ارزش قائل می شوند . و     در نواقص و نقاط ضعف خود تلاش می کنند. ولی اگر ارزشیابی منصفانه نباشد، موجب کینه و عناد و در نتیجه دوری گزیدن آنان      از مربی و یا معلم می شود که پی آمد های نامطلوب دیگری را  نیز در بر خواهد داشت .

 

•   بطور مستمر از کار خود ارزیابی به عمل آورد یعنی با توجه به هدف های آموزش و رفتاری که در شروع درس در نظر دارد.               بیندیشد که تا چه حد به هدف های خود نائل گردیده است و تا چه حد توانسته است  در دانش آموزان نفوذ کند و مورد تأیید         واقع شود .

 

•   خوش صحبت بوده و دارای قدرت بیان باشد. زیرا قدرت بیان و نفوذ کلام معلم در ایجاد رابطه با دانش آموزان و تفهیم مطالب          درسی به آنان بسیار مؤثر است.

 

•   از لحاظ وضع ظاهری مرتب و آراسته باشد. به عبارت دیگر پوشش و آرایش او در عین سادگی متناسب با محل و فضا ی               آموزشی باشد و همواره پاکیزگی و نظافت را رعایت نماید.

 

•   در عین معلم بودن، مربی نیز باشد یعنی علاوه برتعلیم دانش آموزان، به تزکیه و تهذیب اخلاق آنان اهتمام ورزد و بررسی نماید      که این درس آموزی ها تکالیف دادن ها تشویق ها و یا تنبیه ها چه اثری در کار شاگرد می گذارد.

 

•     از برنامه های تکراری وغیر ضروری پرهیز نماید ودارای ابتکار وخلاقیت باشد.

 

•     همچون یک باغبان تمام وجود واندیشه اش رادر خصوص شکوفایی دانش آموزان که گردانندگان جامعه فردا می باشند بکار گیرد.

 

•     شاگردان خود را بهترین دوستان وحتی فرزندان خود محسوب نماید وراه رسم کاروروش تصمیم گیری در یک امررابا آنان در میان      بگذارد.

 

•     با خلوص نیت وقصد خدمت کار کند و توقٌع تقدیر،جز از خدای سبحان نداشته باشد.

 

•     به تحولات جوامع آگاه باشد.

 

•     عملش، قولش راتکذیب نکند.

 

•     حتی الا مکان ازوضع خانوادگی ،طرزفکر، رفتار و استعداد دانش آموز آگاه باشد.

 

•   نجیب ،آزاده ، پاکدل، شکیبا،وظیفه شناس،شجاع،متین،مقاوم،موٌدب،شریف،معتدل وبلندنظر باشدوبرکنار از تلوٌن مزاج،حسد،        کینه،دون همتی، بخل،تنبلی،تملق گویی،بیهوده گویی وتند خویی باشد.

 

•     با شیوه های پرورش و روشهای آموزش آشنا باشد.

 

•     فن تدوین وتربیت اطفال را بداند.  

 

•     توانایی استقرار عدالت در مدرسه وکلاس را دارا باشد.

 

•     وظیفه شناس باشدودر ایجادنظم وامنیت محیط آموزشی خود کوشا باشد.

 

•     به شغلش مفتخر باشد وعملش رابا نیت قربت انجام دهدواز خدمت خودلذت ببرد.

 

•     از طبقه بندی دانش آموزان در صورتی که به لحاظ استعداد مختلف باشند، پرهیز نماید.

 

•     به پرسشهای دانش آموزان توجه داشته باشدوعادلانه پاسخ گویدبه حدی که هیچ کس از سوال کردن محروم نماند.

 

•     به توسعه فعالیت های گروهی  توجه داشته باشد.

 

•     به افراد ممتاز وسرآمد کلاس به عنوان سه گروه مسئولیت تقویت درسی دانش آموزانی که متوسط یا ضعیف هستند واگذار          کند.

 

•     عوامل مهمی که رشدعلمی دانش آموزان را به تعویق می افکند بشناسد وازآنهااجتناب کند.

 

•     کلامی که به کار می گیردخود درس علم وعبرتی برای متعلٌمان باشد.

 

•   محبت وعظمت در نگاه او باشد نه در آنچه بدان می نگرد! چرا که نهال دوستی ومحبت در دل انسان ریشه وسایه آن بر اشیا        می افتد.

 

•     برخی از لغزش های دانش آموزان را با نظر اغماض بنگرد واز آن در گذرد.

 

•     شمع معرفت وچراغ شهود در دلها برافروزد تا در پرتو آن گوهر دانش بیفشاند.

 

•     سخن به اندازه گویدوازگفتار بیهوده بپرهیزد.

 

•     گمان بد نبردوتحقیق نکرده قضاوت نکندوپس از آنکه حقٌی مسلم شد در تصمیم گیری قاطع باشد.

 

•     نه کسی را تحقیر کندونه به حقارت تن دهد.

 

•     دانش آموزان را بیهوده سرزنش نکندوآنان را آزار ندهد.

 

•     آنی از نعمت های خدا غافل نماندوپیوسته از اواستعانت جوید.

 

•     دانش آموزان در کنار اواحساس امنیت وآرامش کنند.

 

•     احساس مسئولیت را به دانش آموزان بیاموزد.

 

•     ایمان وتقوارااز راه تفکٌر در خلقت وشناخت انسان آموزش دهد.

 

•     کلاس او به گونه ای باشد که شوق فراگیری علم وحکمت در دانش آموزان ایجاد شود.

 

•     رفتاروگفتارش، دانش آموزان را به یادخداواولیا الله بیندازد.

 •     از قبول مسئولیت نگریزد.

•     در پی جست وجوی تقصیر در متعلمان نباشد.

•     الگوی ایمان،معیار محبت وکانون مهرورزی باشد.

منبع:  1- کاربرد روانشناسی در آموزشگاه              تالیف:دکتر مقدم

 

قلعه‌ی اَلَموت : دژی در دل کوه های سرسبزالموت

قلعه‌ی اَلَموت: دژی در دل کوه های سرسبزالموت

قلعه‌ی الموت در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز كوهی از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دريا قرار دارد.. اين كوه از نرمه گردن (ميان نرمه‌لات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پيدا كرده است. صخره‌هاي پيرامون قلعه كه رنگ سرخ و خاكستري دارند، در جهت شمال شرقي به جنوب غربي كشيده شده‌اند. پيرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است كه كوه هودكان با فاصله‌ای نسبتاً زياد بر آن مشرف است. . اين قلعه يكی از جاذبه‌های گردشگری استان قزوين محسوب می‌شود.

حمدالله مستوفی درباره‌ی اين قلعه گفته است كه اين بنا به ‌دست «داعی الحق حسن بن زيد الباقر» بنا شده است.

حسن صباح در سال ۴۸۶ هجری قمری اين قلعه را تصرف كرد كه اكنون به نام قلعه‌ی حسن صباح نيز ناميده می‌شود.

    

قلعه الموت را مردم محل «قلعه حسن» مي‌نامند. اين قلعه از دو بخش غربي و شرقي تشكيل شده است. هر بخش، به دو بخش: قلعه پايين و قلعه بالا تقسيم شده است كه در اصطلاح محلي، آنها را «جورقلا» و «پيازقلا» مي‌نامند. طول قلعه حدود يک صد و بيست متر و عرض آن در نقاط مختلف بين ده تا سی و پنج متر متغير است. ديوار شرقي قلعه بالا يا قلعه بزرگ كه از سنگ و ملاط گچ ساخته شده است، كم‌تر از ساير قسمت‌ها آسيب ديده است. طول آن حدود ده متر و ارتفاع آن بين چهار تا پنج متر است. در طرف جنوب، در داخل صخره اتاقي كنده شده كه محل نگهباني بوده است. در جانب شرقي اين اتاق، ديواري به ارتفاع دو متر وجود دارد كه پي آن در سنگ كنده شده و پشت كار آن نيز از سنگ گچ بنا شده است و نماي آن از آخر مي‌باشد. در جانب شمال غربي قلعه بالا نيز دو اتاق در داخل سنگ كوه كنده‌اند. در اتاق اول، چاله آب كوچكي قرار دارد كه اگر آب آن را كاملاً تخليله بكنند، دوباره آبدار مي‌شود. احتمال مي‌دهند كه اين چاله با حوض جنوبي ارتباط داشته باشد. در پاي اين اتاق، ديوار شمالي قلعه به طول دوازده متر و پهناي يک متر قرار دارد كه از سطح قلعه پايين‌تر واقع شده است و پرتگاه مخوفي دارد. در جانب جنوب غربي اين قسمت قلعه، حوضي به طول هشت متر و عرض پنج متر در سنگ كنده‌اند كه هنوز هم بر اثر بارندگي‌هاي زمستان و بهار پر از آب مي‌شود. در كنج جنوب غربي اين حوض، درخت تاك كهن‌‌سالي كه هم‌چنان سبز و شاداب است، جلب توجه مي‌كند. اهالي محل معتقدند كه آن را «حسن صباح» كاشته است

اين قسمت از قلعه ، به احتمال زياد، همان محلي است كه حسن صباح مدت سی و پنج سال در آن اقامت داشته و پيروان خود را رهبري مي‌نموده است. در جانب شرقي قلعه، پاسداران قلعه و افراد خانواده‌هاي آنها ساكن بوده‌اند در حال حاضر، آثار كمي از ديوار جنوبي اين قسمت باقي مانده است. در جانب شمال اين ديواره، ده آخور براي چارپايان، در داخل سنگ كوه‌كنده شده است. گذشته از آثار ديوار جنوبي، ديوار غربي اين قسمت به ارتفاع دو متر هم چنان پابرجاست؛ ولي از ديوار شرقي اثري ديده نمي‌شود. در اين سمت، سه آب انبار كوچك در دل سنگ كنده‌اند و چند اتاق نيز در سنگ ساخته شده كه در حال حاضر ويران شده‌اند. بين دو قسمت قلعه؛ يعني قلعه بالا و پايين، ميدانگاهي قرار دارد كه بر گرداگرد آن، ديواري محوطه قلعه را به دو قسمت تقسيم كرده است. در حال حاضر، در ميان ميدان آثار فراواني به صورت توده‌هاي سنگ وخاك مشاهده مي‌شود كه بي‌شك باقي مانده بناها و ساختمان‌هاي فراواني است كه در اين محل وجود داشته و ويران گشته‌اند. به‌طور كلي بايد گفت، قلعه‌الموت كه دو قلعه بالا و پايين را در بر مي‌گيرد، به صورت بناي سترگي بر فراز صخره‌اي سنگي بنا شده و ديوارهاي چهارگانه آن به تبعيت از شكل و وضع صخره‌ها ساخته شده‌اند؛ از اين رو عرض آن به‌خصوص در قسمت‌هاي مختلف فرق مي‌كند. از برج‌ هاي قلعه، سه برج گوشه‌هاي شمالي و جنوبي و شرقي هم‌چنان برپاي‌اند و برج گوشه شرقي آن سالم‌تر است. دروازه و تنها راه ورود به قلعه در انتهاي ضلع شمال شرقي قرار دارد. مدخل راه منتهي به دروازه، از پاي برج شرقي است و چند متر پايين‌تر از آن واقع شده است. در اين محل، تونلي به موازات ضلع جنوب شرقي قلعه به طول شش متر و عرض دو متر و ارتفاع دو متر در دل‌سنگ‌هاي كوه كنده شده است. با گذشتن از اين تونل ، برج جنوبي قلعه و ديوار جنوب غربي آن، كه روي شيب تخته سنگ ساخته شده است، نمايان مي‌گردد. اين ديوار بر دشت وسيع گازرخان كه در جنوب قلعه قرار دارد، مشرف است؛ به نحوي كه دره الموت رود از آن ديده مي‌شود. راه ورود به قلعه با گذشتن از كنار برج شرقي و پاي ضلع جنوب شرقي، به طرف برج شمالي مي‌رود. از آنجا كه راه ورود آن در امتداد ديوار، ميان دو برج شمالي و شرقي، واقع شده است استحكامات اين قسمت، از ساير قسمت‌ها مفصل‌تر است و آثار برج‌هاي كوچك‌تري در فاصله دو برج مزبور ديده مي‌شود. ديوارهاي اطراف قلعه و برج‌ها، در همه جا، داراي يك ديوار پشت‌بندي است كه هشت متر ارتفاع دارد و به موازات ديوار اصلي بنا شده است و ضخامت آن به دو متر مي‌رسد. از آنجا كه در تمام طول سال، گروه زيادي در قلعه سكونت داشته و به آب بسيار نياز داشته‌اند؛ سازندگان قلعه با هنرمندي خاصي اقدام به ساخت آب انبارهايي كرده‌اند و به كمك آب‌روهايي كه در دل سنگ كنده‌اند، از فاصله دور، آب را بر اين آب انبارها سوار مي‌نموده‌اند.در پاي كوه‌الموت، در گوشه شمال شرقي، غار كوچكي كه از آب رو مجرا ‌هاي قلعه بوده، ديده مي‌شود. آب قلعه از چشمه «کلدر» كه در دامنه كوه شمال قلعه قرار دارد، تأمين مي‌شده است. مصالح قسمت‌هاي مختلف قلعه، سنگ (از سنگ‌ كوه‌هاي اطراف)، ملات‌گچ، آجر، كاشي و تنپوشه هايی سفالی به قطر ۱۰ سانتی‌متر است.


آجرهاي بنا كه مربع شكل و به ضلع بيست و يک سانتي‌متر و ضخامت پنج سانتي‌مترند، در روكار بنا به كار برده شده‌اند. در ساختمان ديوارها، براي نگهداري ديوارها و متصل كردن قسمت‌هاي جلو برج‌ها به قسمت‌هاي عقب، در داخل كار، كلاف‌هاي چوبي به‌طور افقي به كار برده‌اند. از جمله قطعات كوچك كاشي كه در ويرانه‌هاي قلعه به دست آمده، قطعه‌اي است به رنگ آبي آسماني با نقش صورت آدمي كه قسمتي از چشم و ابرو و بيني آن كاملاً واضح است. امروزه در دامنه جنوبي كوه هودكان كه در شمال كوه قلعه‌الموت واقع شده است، خرابه‌هاي بسياري ديده مي‌شود كه نشان مي‌دهد روزگاري بر جاي اين خرابه‌ها، ساختمان‌هاي بسياري وجود داشته است.

 

 

در حال حاضر، اهالي محل خرابه‌هاي اين محوطه را ديلمان‌ده ، اغوزبن ، خرازرو و زهيركلفي مي‌نامند. همچنين در سمت غرب قلعه، قبرستاني قديمي معروف به «اسبه كله چال» وجود دارد كه در بالاي تپه مجاور آن، بقاياي چند كوره آجرپزي نمايان است. در قله كوه هودكان نيز پيه‌سوزهاي سفالين كهن به دست آمده است. سال بناي قلعه‌الموت در كتاب نزهه‌القلوب حمدالله مستوفي، دويست و چهل و شش ه ـ .ق ذكر شده كه هم‌زمان با خلافت المتوكل خليفه عباسي مي‌باشد.


اين قلعه در شوال ۶۵۴ هجری قمری به‌دستور هلاكو به آتش كشيده و ويران شد و از آن پس به‌عنوان تبعيدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. همچنين از سال ۹۳۰ هجری قمری و ابتدای حكومت شاه ‌طهماسب صفوی تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری قلعه كالبدی سالم داشته است.

متاسفانه حفاری‌هايی كه در دوره‌ی قاجار برای يافتن گنج در قلعه‌ی الموت انجام شده، سبب ويرانی آن شده‌است.

حسن صباح از این قلعه دارو نیز به تمامی شهرهای ایران ارسال می کرده است.

 

طراحی آموزشی

بسمه تعالی  

موضوع : طراحی آموزشی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

طراحی آموزشی

 

موضوع :درس علوم پایه پنجم ابتدایی

عنوان : زمین ناآرام

مخاطبین : 30 نفر از دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی

تحلیل موضوع : تحلیل نظری و عملی

تحلیل محتوا :

 

 

 

 

مراحل تحلیل محتوای  موضوع :

1- آموزش سه لایه زمین ( پوسته ، گوشته و هسته )  از روی تصویر .

2- آموزش وتوضیح  جنس و مواد هر یک از لایه های زمین .

3- آموزش چگونگی بوجود آمدن آتش فشان .

4- آموزش شناسایی مخروط ، مجرای و دهانه از روی تصاویر

5- آموزش و بیان موادی که از دهانه ی آتش فشان خارج می شود .( مواد مذاب یا گدازه ، خاکستر و گازها )

6- چشمه های آب گرم و علت گرم و معدنی بودن آن را بفهمند .

7- آموزش چگونگی بوجود آمدن زمین لرزه و خرابی های ناشی از آن .

8- آموزش علت خرابی های ناشی از زمین لرزه .

9- آموزش رعایت ایمنی در هنگام وقوع زمین لرزه .

 

تعیین اهداف آموزشی:

اهداف کلی :

1- دانش آموزان لایه های زمین را بشناسند .

2- چگونگی تشکیل آتش فشان را بفهمند .

3-قسمت های آتش فشان را بشناسند

4- باچگونگی بوجود آمدن زمین لرزه و نقاط زلزله خیز آشنا شوند .

5- رعایت نکات ایمنی در هنگام زمین لرزه را بدانند .

اهداف رفتاری : ( شناختی و عا طفی )

دانش آموزان در پایان درس باید به اهداف زیر برسند .

1- سه لایه های زمین را به ترتیب  نام ببرند

2- قسمت های مختلف ساختمان زمین را از روی شکل نشان دهند و درباره ی ویژگی های هر قسمت توضیح دهند .

3- چگونگی تشکیل آتش فشان را بیان کنند

4- قسمت های مختلف یک آتش فشان را از روی شکل توضیح دهند .

5- درباره ی عوامل مؤ ثر در خرابی زلزله تحقیق و در کلاس گزارش دهند .

6- رعایت نکات ایمنی در هنگام زمین لرزه را نام ببرد

7- کارهای را که هر فرد در هنگام وقوع زمین لرزه باید انجام دهد تا کمتر آسیب ببینددر مدت 1 دقیقه به طور عملی نشان دهد .

8-  محل های مناسب را برای پناه گیری را شناسائی کند و بیان کند .

9- نسبت به پدیده های طبیعی حساس و کنجکاو شوند .(عاطفی )

10- دررعایت دستور العمل های ایمنی  احساس مسئولیت می کند . (عاطفی )

 تعیین رفتارهای ورودی

  دانش آموزان در سال های پیش با مفاهیم زیر درباره ی زمین آشنا شده اند .

ü      در همه جای زمین سنگ پیدا می شود ،سنگ ها و خاک ها گوناگون هستند .

ü      آب و باد روی زمین را تغییر می دهند و دره های کوچک و بزرگ ، تپه و کوه به وجود می آورند .

ü      کف دریا ها مانند خشکی ها پر از پستی و بلندی است ، در قسمت عمیق دریا ها ، کوه های زیادی وجود دارد .

ü      زمین دارای عمق زیادی است ،دمای اعماق زمین زیاد است و سبب ذوب بعضی از سنک ها می شود .

ü      خشکی ها و آب های روی زمین پیوسته در حال تغییرند .

سنجش آغازین ( پیش آزمون )

1-      در کجا ها سنگ می توان پیدا کرد ؟

2-      اگر زمین را بکنیم در داخل زمین چه جیزها می توان یا فت ؟

3-      تپه ها و کو ه ها چگونه به وجود آمده اند؟

4-      سطح کف دریا ها به چه شکلی است ؟

5-      آیا متوانید بگویید که عمق زمین چقدراست ؟

6-      با توجه به عمق زمین دمای داخل زمین چه قدر است ؟

7-       سنگ های که در اعماق زمین وجود دارند به چه شکلی است ؟

سازمان دهی محتوا  :

-         ارائه تصویری از ساختمانی که در اثر زمین لرزه (زمین ناآ رام ) خراب شده است .

-         در داخل زمین خاک و سنگ و مواد دیگری وجود دارد .

-         فاصله زمین تا مرکز زمین بسیار است ، و اینکه کسی داخل زمین راندیده اند .

-         نشان دادن یک تخم مرغ پخته و اینکه زمین به شکل تخم مرغ پخته است ، تخم مرغ سه لایه پوسته ، سفیده و زرده دارد .       

-          زمین از سه لایه پوسته ، گوشته و هسته تشکیل شده است .

o        پوسته ازسنگ و برای ما مهم است ، زیرا دارای نفت زغال سنگ ، گاز ، آب و فلزات گوناگون است .

o        گوشته از سنگ های نرم و خمیری و بسیارداغ تشکیل شده است .

o        مرکز زمین هسته نام دارد ودو قسمت درونی و بیرونی دارد و از آهن و فلزی به نام نیکل ساخته شده است .

-          از دهانه ی کوه های آتش فشان مواد مختلفی فوران می کند  ،این مواد شکل مخروط را بوجود می آورند ، و عبارتند از

                                 *         مواد مذاب که پس ازسرد شدن سنگ های آذرین را درست می شود .

                                 *         مواد جامد اگر دانه ریز باشند خاکستر نام دارد .

                                 *         بعضی گازهای که از دهانه آتش فشان خارج می شوند ، سمی و کشنده اند .  

-          هر آتش فشان دارای یک یا چند دهانه ، یک مجرا و یک مخروط است .

-          امکان وقوع زلزله در بعضی مناطق بیش تر است .

-          عوامل مختلفی در خرابی های حاصل از زلزله دخالت دارند .

-          با نشان دادن تصویری از خانه های روستای و شهری بیان می کنیم که میزان خرابی ناشی از زمین لرزه به نوع مصالح بکار رفته درساختمان ها ،لستحکام زمین و شدت آن بستگی دارد .

-          برای جلوگیری از خسارت های ناشی از زمین لرزه باید همیشه آماده باشیم .

-          با آگاهی از آن چه درهنگام  وقوع زلزله باید انجام دهیم ، می توانیم خطرات و آسیب آن را بکاهیم .

                     *         رعایت نکات ایمنی در داخل و خارج ساختمان ( همراه با تصاویر )

                     *         چگونگی خروج از محل زلزله پس از زلزله  و پناه گیری .

تعیین استراتژی های تدریس :

     روش تدریس این فصل از روش پرسش وپاسخ با تکیه بر رفتارهای ورودی فراگیرا و روش توضیحی برای بیان مطالب جدید استفاده می شود .

هدفهای رفتاری                                                     انواع فعالیتها ی معلم                                                                                                ------------------------                        -----------------------------------------------------------------------

1-سه لایه های زمین                                         قسمت های مختلف ساختمان زمین را از روی تصویرنشان دادن.

                                                             و درباره ی ویژگی های هر قسمت توضیح  دادن.

2- چگونگی تشکیل آتش فشان را بیان کنند           در مناطق کوهستانی مواد مذاب زیر زمین هر جا راه به بیرون پیدا کند خارج                                                                 می شود و آتش فشان را بوجود می آورد .     

3- قسمت های مختلف یک آتش فشان  .               از روی شکل کتاب مخروط ، مجرا و دهانه ی آتش فشان را بیان شود .

4-  عوامل مؤ ثر در خرابی                            درباره ی عوامل مؤ ثر در خرابی زلزله، چگونه  تحقیق کنند و در کلاس گزارش دهند .

5- رعایت نکات ایمنی                                  نکات ایمنی را از روی تصویر کتاب توضیح دادن .

6-محل های مناسب را برای پناه گیری                 درباره ی محل های مناسب و زمان مناسب برای پناه گیری توضیح دادن.

 7-  حساس و کنجکا و شدن                            کنجکاو شدن درباره پدیده های طبیعی را برای فراگیران توضیح دادن .

 8- احساس مسئولیت                                    احساس مسئولیت کردن در هنگام بلا های طبیعی را برای فراگیران توضیح دادن   

تعیین استراتژی های یادگیری:

یادگیرندگان می توانند ازاستراتژی تمرین وتکرار استفاده کنند.  یعنی پس از ارائه درس فراگیران با تکرار و تمرین مطالب درسی را فرا بگیرند .

     با کشیدن سه لایه زمین و تکرار و تمرین نمودن در باره لایه های زمین مطالبی فرابگیرند .و همچنین از روی تصویر کتاب لایه های زمین را نشان دهند و وبا ساختن مدل مخروط آتش فشان می توانند بوسیله ی سرکه و جوش شیرین فوران آتش فشان را مشاهده کنند

      در سر کلاس پناه گیری و رعایت نکات ایمنی را تمرین کنند و بطور عملی نشان دهند که هنگام زمین لرزه چگونه ودر کجا ها باید پناه بگیرند و همجنین خروج از محل زلزله را تمرین کنند ( مانور زلزله اجام دهند .)  

تهیه مواد آموزشی :

کتاب به عنوان مهم ترین وسیله کمک آموزشی می باشد  و از وسایلی مانند  تخم مرغ پخته ،تصاویر ، مدل مخروط آتش فشان و میز ، نیمکت استفاده می کنیم .

انتخاب رسانه آموزشی :

با استفاده ازدستکاه  ویدئو پروژکتور فیلم مانور زلزله و خرابی های ناشی از زلزله های قبلی را برای فراگیران پخش نمودن

اجرای برنامه :

     با کمک وسایل وتجهیزات این درس را برای فراگیران در مدت 45 دقیقه تدریس می نمایم ، یعنی 15 دقیقه برای توضیح از روی کتاب و 5 دقیقه برای خواندن از روی متن کتاب و 10 دقیقه برای انجام عملی رعایت  نکات ایمنی در داخل کلاس و در قسمت های مختلف  و 5 دقیقه برای پناه گیری و انجام عملیات خروج از محل حادثه و 5 دقیقه برای آزمایش و 5 دقیقه برای ارزشیابی پایانی باید در نظر گرفته شود .

 

  ارزیابی تکوینی :

       در این مرحله برای اطلاع از نحوهٰ یادگیری دانش آموزان  و به منظور تعیین نقاط قوت وضعف یادگیری آنان و تشخیص مشکلات روش آموزش مربی در رابطه با هدفهای آموزشی معین دانش آموزان را در پایان هر نکته از درس ارزیابی می کنیم .علت نامگذاری این ارزشیابی آن است که این ارزشیابی در در زمانی اجرا می شود که یادگیری هنوز در حال تکوین یا شکل گیری است . با استفاده از این  ارزشیابی ،  مربی می تواند در زمان که یادگیری هنوز در جریان است و امکان رفع  مشکلات یادگیری یادگیرندگان و برطرف کردن نواقص روش آموزش آنان میسر است ، به انجام چنین کاری اقدام کند  معلم همواره در جریان آموزش و تدریس باید از خود بپرسد آیا کارها به خوبی پیش می رود ؟آیا دانش آموزان  هدفهایی را که در نهایت به هدفهای اصلی و نهایی درس  می انجامد یاد می گیرند ؟ برای رسیدن به این هدف بطور شفاهی لایه های زمین ، آتش فشان و چگونگی بوجود آمدن و.. را می پرسیم .

  اصلاح برنامه :

       اگر در مرحله ارزیابی تکوینی نتایج بدست آمده ضعیف باشد  یعنی دانش آموزان  به اهداف رفتاری آموزشی  نرسند باید کل برنامه  آموزشی مورد باز بینی قرار گیرد، یعنی از تعیین اهداف رفتاری تا سازماندهی محتوا ،‌ مواد و رسانه های مورد استفاده وروشهای تدریس و یادگیری تا خود مربی و تمامی چیزهای که در امر آموزش دخیل هستند مورد باز بینی قرار گیرد .و مشکل پیدا شود و اصلاح شود.اگر مشکل فراگیران باشند از طریق برگزاری دوره ترمیمی توسط مربی و دانش آموزانی که خوب یاد گرفته اند به آموزش ادامه می دهیم .

 

 

 

ارزیابی تراکمی :

آیا دانش آموزان به هدفهای نهایی پیش بینی  شده نائل آمده اند ؟ با استفاده از این ارزشیابی ، می توان یادگیریهای متراکم فراگیرا را طی دوره ی آموزشی ، اندازه گیری کرد .

 

با طرح سوالاتی از قبیل :

1-      لایه های مختلف زمین را نام ببرید ؟

2-      جنس لایه های زمین از چیست ؟

3-      چرا لایه پوسته برای ما اهمیت زیادی دارد ؟

4-      لایه مرکزی زمین چه نام دارد و از چند قسمت تشکیل شده است ؟

5-      آتش فشان چگونه بوجود می آید ؟

6-      هر آتش فشان داری چند دهانه می باشد ؟

7-      مخروط آتش فشان را رسم نموده و قسمت های آن را مشخص کنید ؟

8-      در هنگام زمین لرزه چه کار باید و چه کاری را نباید انجام دهیم ؟

9-      و...

    با طرح این قبیل سوالات می فهمیم که فراگیران به  اهداف از پیش تعیین شده نائل آمده اند یاخیر ؟ وآیا اهداف برنامه محقق شده است ؟ از نتایج بدست آمد ه برای تصمیم گیری های بعدی در خصوص روشهای تدریس، وسایل و رسانه های آموزشی و ... استفاده می کنیم و در باره ی روش تدزیس مربی ، فراگیران ، وسایل و... قضاوت می کنیم .

 

مرحله  آخر در طراحی آموزشی باز خورد :

      بعد از برگزاری آزمون ارزشیابی تراکمی نتایج آزمون به تک تک دانش آموزان  داده می شود ، تا فراگیران محاسن و معایب عملکرد خود ، آگاه شوند . اگر  نتایج ارزیابی تراکمی اهداف آموزشی را برآورد نکرده باشد باید مشکل را اصلاح کرد و در برنامه اصلاحات لازم را انجام داد تا در برگزاری دوره های آموزشی بعدی این نواقص تکرار نشود.

 

 

 

طراح : علی مقیمی الموتی

21/10/90

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             

 

نمونه سوالات علوم پایه پنجم ابتدایی

بسمه تعالی

سوالات علوم پایه پنجم ابتدایی

1 – در جاهای خالی کلمه مناسب بنویسید .

الف – کوچگترین ذره ی مولکول ................. نام دارد .

ب- ربایش مولکولی در همه مواد ................. نیست .

ج- در مواد جامد مولکول ها با نیروی زیاد یکدیگر را ............................

د- مواد با هم تفاوت دارند ، زیرا ..................... آن ها با هم متفاوت است .

ه- ازمیکروسکوپ برای دیدن اجسام .........واز تلسکوپ برای دیدن اجسام ..........استفاده می کنیم .

و- منشور نور خورشید را.................. و کوره آفتابی نورا در یک نقطه .................. می کند .

ن - ................. کتاب تاریخ زمین است .

ی- با پیدایش ...............، زندگی بر روی خشکی ها آغاز شد .

ر- اگر مواد جامد دهانه ی آتش فشان دانه ریز باشد به آن ها ........................ می گویند .

2- با رسم شکل مواد عنصر ، مخلوط و ترکیب را نشان دهید .

 

 

3- کدام یک تغییر شیمیایی و کدام تغییر فیزیکی است ؟

« زرد شدن برگ درختان _ حل شدن قند در آب _ پختن غذا _ فرسایش  _ ذوب شدن یخ _ کپک زدن نان »

.........................................................................................................

تغییر فیزیکی

 

........................................................................................................

تغییر شیمیایی

 

 

4- چرا بوی گلاب در هوا پراکنده می شود ولی بوی آهن پخش نمی شود ؟

 

5- وقتی چوب می سوزد ،

      الف چه تغییری در آن ایجاد می شود ؟

     ب – در این تغییر کدام خاصیت های چوب تغییر می کند ؟

 

6- اهرم چیست ؟ سه قسمت اصلی یک اهرم را نام ببرید .

 

7- موتور الکتریکی چیست ؟ مثال بزنید .

 

8- از سطح شیب دار در چه مکان هایی استفاده می کنیم (چهار مورد )

 

9- کانون عدسی را توضیح دهید .

 

10- به چه موادی ترکیب می گویند ؟

 

11- رنگین کمان چگونه  بوجود می آید ؟

 

12- در بازی فوتبال و والیبال چه اهرم های از بدن  انسان بیشتر به کار می رود ؟

 

13- اگر قند را گرما دهیم ، مولکول های آن به کربن و آب تجزیه می شود ، آیا قند یک ترکیب است ؟ چرا .

 

 ۱۴-فسیل یا سنگواره را تعریف کنید.

                                            

15-در کشاورزی خاک رو مهمتر است یا خاک زیر چرا ؟

 

16-چه عواملی باعث فرسایش خاک می شوند ؟

 

17- سه لایه زمین را نامر ببرید و یکی را توضیح دهید ؟

 

18- در هنگام زمین لرزه از چه محل های باید دوری کرد .

مقیمی

پایان

 

نقش مهرورزی و محبت در تعلیم و تربیت

 

 

 

تاثیر و نقش مهرورزی و محبت در تعلیم و تربیت

علی مقیمی الموتی 

کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی.

مقدمه :

“         محبت “ نیز از عناصر وجودی انسان است که با او متولد می شود و تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی شکل می گیرد. اگر این عوامل در جهت مثبت باشد، محبت ماندگار و پایدار می ماند در غیر این صورت اثر وجودی خود را از دست می دهد. خانواده به عنوان نخستین محیط اجتماعی نقش موثری در شکل گیری محبت دارد. کودک در خانواده علاوه بر آداب معاشرت، اخلاق، نزاکت، وفاق و همدلی، همیاری و دوستی ، هنر محبت به دیگران را نیز می آموزد. برای آموزش محبت به کودکان یا ترغیب و تشویق آنان به محبت ، بهتر است به او فرصت دهیم تا محبت را به طور غیر مستقیم و عملی بیاموزد. زیرا آموزشی که از راه غیر مستقیم و عملی صورت گیرد ، بی شک پایدارترین ، ماندگارترین و موثرترین نوع یادگیری است. معلم و مدرسه نیز نقش موثری در شکل گیری محبت در کودکان ، نوجوانان و جوانان ایفا می کنند. تاثیر شخصیت معلم بر روی دانش آموزان قابل انکار نیست. او میتواند با اعمال ،رفتار، سخنان و برخورد خود ، محبت را در وجود دانش آموزان متجلی کند و تا همیشه این احساس مقدس را در آنان زنده نگه دارد.

      موضوع مقاله حاضر ”بررسي تاثیرونقش مهرورزي در فرآيند تعليم و تربيت“ است، و هدف از ارائه آن افزايش كيفيت تعليم و تربيت و ايجاد كمالاتي همچون بذل و بخشش، همياري، همكاري، دلسوزي، غمگساري، مقدم داشتن ديگران بر خود، تسكين اضطرابهاي روحي و رسيدن به آرامش رواني و در نتيجه ايجاد جامعه‌اي سالم مي‌باشد، نياز به ”عشق و محبت“ يكي از نيازهاي اساسي انسان است و از آنجا كه محبت به معني دوست داشتن كسي است، ابراز آن موجب احساس رضايت و خشنودي طرف مقابل خواهد شد و از طريق اهداي آن به فرزندان و مربيان مي‌توان احساسي ارزشمند در آنان ايجاد كرد و ارزشهاي والاي انساني را در آنان پرورش نمود.                                      1-- محبت براي انسان يك نياز است و كودكان و نوجوانان براي اينكه محبوب ديگران قرار گيرند،حساسيت خاصي دارند. 2- محبت براي تعادل روح، رواني شاد، دلي آرام و بانشاط و ايجاد امنيت امري لازم و ضروري است.
 3- محبت بر آرامش نفس و سلامت جسم تأثير فراواني دارد و اميد به زندگي را در افراد افزايش مي‌دهد.
 4- با ابراز محبت به فرزندان، مربيان اظهار محبت را ياد مي‌گيرند، به محبت كننده علاقه پيدا مي‌كنند به آنها اعتماد كرده و به حرفهاي آنان بهتر گوش مي‌دهند                                                                            .              5- بذل عشق و محبت به فرزندان نوعي مصونيت از انحرافات در آنان ايجاد مي‌كند و آنان را از ابتلا به عقده‌هاي نفساني و احساس كمبود و حقارت مصون مي‌دارد                                                                                  .6- افرادي كه از محبت كافي برخوردار مي‌باشند، اجتماعي‌تر بوده از اعتماد به نفس بيشتري برخوردار مي‌باشند، رشد تحصيلي‌شان بالا و هوش عاطفي و خلاقيت زيادي از خود نشان مي‌دهند.   

 


واژه عشق از نظر لغوی و اصطلاحی


      قبل از پرداختن به هرگونه سخنی درباره‌ی موضوع عشق، تعریف لغوی این واژه لازم است. پس   از تتبع آثار اهل ادب و لغت، اعم از فارسی و تازی یقین پیدا می‌کنیم که معنای واژه‌ی «عشق» عبارت است از «محبت شدید و علاقه‌ی افراطی و دل ‌بستگی زیاد نسبت به یک شی و یا شخص.  چه از روی عفاف باشد و چه از سر فسق.

     «درباره‌ی ریشه‌ی کلمه‌ی «عشق» و این که از کجا اخذ شده، در کتاب کشّاف اصطلاحات الفنون  این چنین آمده است: عشق، مأخوذ از عشقه است و آن گیاهی است که بر تنه‌ی هر درختی که پیچد، آن را خشک سازد و خود به طراوت خویش باقی بماند،  پس هر عشقی بر هر تنی که برآید، جز محبوب   را خشک کند و محو گرداند و آن تن را ضعیف سازد و روح و دل را منور گرداند».
همچنین در فرهنگ علوم عقلی آمده است که:
«عشق به معنای فرط حبّ و دوستی، مشتق از عشقه است و آن گیاهی است که هرگاه به دور درخت پیچد، آب آن را بخورد و رنگ آن را زرد کند  و بعد از مدتی خود درخت نیز خشک شود،  بالجمله عشق، تعلق قلب و حبّ زیاد است»
«برای روشن شدن مفهوم اصطلاحی این لفظ باید سراغ تعاریفی برویم که اصحاب حکمت و معرفت از عشق کرده‌اند، چرا که در فلسفه، عشق را از کیفیات نفسانی قلمداد می‌کنند که به سبب سیطره‌ی شدید تفکر در زیبایی و نیکویی محبوب و کثرت مشاهده‌ی شئون و آثار حسن معشوق در نفس و جان آدمی، تحقق می‌یابد.
     افلاطون، عشق را جنون الهی دانسته که نفوس قدسی و ارواح عالی به این جنون مبتلا می‌شوند و علاجش جز فنا و مستغرق در معشوق شدن و بقا یافتن به شهود و وصال نخواهد بود.»
    «ارسطو عشق را چنین تعریف می‌کند: عمی الحس عن إدراک عیوب المحبوب، یعنی کوری و نابینایی حواس انسان عاشق از درک زشتی‌ها و بدی‌های محبوبش»
   «بوعلی‌سینا در کتاب قانون، عشق را چنین تعریف می‌کند: «عشق نوعی بیماری شبیه مالیخولیاست که انسان خودش را بدان مبتلا می‌سازد، بدین طریق که نیکویی و شایستگی برخی صورت‌ها و یا سیرت‌ها، بر اندیشه و فکر مسلط و غالب می‌شود.
   از نظر فلسفی رأی بوعلی این است که عشق حقیقی ساری و جاری در تمام موجودات است. همچنین اینکه عشق حقیقی همان ابتهاج، سرور و نشاط ناشی از تصور ذات معشوق می‌باشد. معشوقی چون ذات حق که خیر محض و کمال مطلق است».
   علامه‌ی فقید، محمدتقی جعفری، عشق را غیر قابل تعریف علمی می‌داند چرا که عشق نه محسوس است نه معقول اگرچه در هر دو قلمرو حس و عقل تأثیر می‌گذارد.
هرچه گوید مرد عاشق بوی عشق  ازدهانش می‌جهد در کوی عشق


پیشینه و سیر تاریخی عشق
    «از جمله مسائلی که عرفان از فلسفه‌ی نوافلاطونی اقتباس کرده و البته عرفای اسلام آن را با شریعت اسلامی و عصاره‌ی آموزه‌های وحیانی منطبق یافته و سپس پرورش داده‌اند، مسئله‌ی عشق به خداست که از نظر اهل معرفت محور مجاهدات نفسانی وسیر و سلوک عرفانی است و بقیه مسائل مثل ذکر، عزلت، مقامات، کرامات و… همه‌ی مسائل فرعی و درجه دوم به حساب می‌آیند.
    اولین ریشه‌ی مهم بحث از عشق (در فلسفه‌ی نوع افلاطونی) در فرهنگ غربی به رساله‌ی مهمانی افلاطون و رساله‌ی اخلاق نیکو ماخوس ارسطو می‌رسد.
    در یک رویکرد از نظر اسلام تمامی ارتباطات و مناسبات در قلمرو انسانی از نظر اسلام باید یک جهت ‌گیری کلی داشته باشد که آن عبارت است از رضایت خاطر خطیر حضرت دوست.
   بنابراین، مفهوم  شیفتگی، شیدایی،  تضرع و  خاکساری نسبت به خدا  که درکلمات مصعومین  (ع) توصیه شده است همه از آثار و خواص عشق هستند. پس می‌توان گفت استناد مسئله‌ی «عشق به خدا»  به منابع اسلامی، ادعای گزاف نیست. واژه‌ی عشق و اصطلاح «عشق الله» را می‌توان زاییده فلسفه‌ی نوافلاطونی قلمدادکرد.که اولین بارعرفای اسلام اصطلاح«عشق به خدا» راازآراءوعقاید نوافلاطونیان دریافت کردند».
خداوند، فاعل بالعشق
  «درعرفان، عشق رمز هستی عالم و سرّ خلقت آدم دانسته می‌شود،عارفان آفرینش را«حرکت حبّی» می‌دانند و این حرکت و انگیزش را کارساز هستی دانسته و معتقدند که عشق الهی به ایجاد و افاضه به کل هستی سرایت یافت و همین عشق، سبب ظهور و شهود آن حقیقت تامه‌ی قیومیّه است. به همین دلیل از نظرگاه عرفان، فاعلیت خداوند نسبت به عالم وجود «فاعلیت بالعشق» است.
ابن عربی می‌گوید: حرکتی که عبارت است از وجود عالم، حرکت حبّ (عشق) است و اگر این محبت نبود عالم به عین وجود درنمی‌آمد».
لسان‌الغیب، خواجه حافظ نیز آفرینش را به انگیزه‌ی عشق می‌داند.
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد           عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
«حضرت حق به مقتضای «کنت کنزاً مخفیا فأحببت أن أعرف، فخلقت الخلق لکی أعرف» به واسطه‌ی میل و علاقه به ظهور و اظهار در جمیع موجودات و ذرات به تجلی فعلی سریان یافت و بر همگان  به فیض رحمانی افاضه‌ی وجود فرموده است و به حکم «کنت کنزاً مخفیاً»  حضرت احدیت قبل از  وجود بخشیدن به موجودات به خود عشق می‌ورزید و خود عشق و عاشق و معشوق بود».
    بزرگ عارف معاصر حضرت امام خمینی «ره» بنیان هستی را بر عشق می‌داند و جمال جمیل حق را بهانه‌ی پیدایش عالم می‌داند که با تجلی، علت خلقت خلایق شد، لذا عشق را حکمت و علت آفرینش دانسته است.
من چه گویم که جهان نیست به جز پرتو عشق            ذوالجلالی است که بر دهر و زمان حاکم اوست

 

 

روش‌های تربیت

  انسان‌ها دارای استعدادها، ظرفیت‌ها و سلیقه‌های متفاوتی هستند. به همین دلیل بر عهده مربی است که در گزینش روش‌های تربیت، کمال دقت را داشته و از روش‌هایی استفاده کند که منطبق با شرایط هرفرد است؛ چرا که اشتباه در نوع روش به کار گرفته شده،  در بعضی موارد صدمات  جبران ناپذیری را  به دنبال خواهد داشت و باعث اخلال در امر تربیت می‌شود که در پاره‌ای موارد، اثری معکوس گذاشته  و بدین ترتیب، آنچه که مربی به واسطه اِعمال آن روش به دنبال آن بوده است، تحقق پیدا نخواهد کرد.
    از جمله بزرگ مربیان بشریت، انبیای الهی هستند که در واقع هدف اصلی و اصیل آنها، تربیت الهی و هدایت انسان‌ها به سوی حق تعالی می‌باشد. از این رو در‌ امر تربیت، با توجه به متصل بودن آنها به منبع وحی الهی، در هر موقعیتی، روش متناسب با آن موقعیت را مورد توجه و استفاده قرار می‌دادند که آن روش‌ها می‌تواند الگوی مربیان در امر تربیت قرار گیرد.
    از جمله انبیای الهی که در قرآن فراوان از او یاد شده است، حضرت موسی و سرگذشت قوم اوست. با نگاهی کلی و گذرا به آنچه که در این  داستان آمده است، می‌توان دریافت که از روش‌های متنوعی در امر تربیت بهره گرفته شده است. خداوند در سوره اعراف آیه ۱۴۵ می‌فرماید: «در تورات از هرچیزی موعظه و  تفصیل آن را ارائه کرده‌ایم»  و از موسی می‌خواهد تا قومش را وادار کند  که بهترین را فرا گیرند و به کار بندند؛
(وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مَوْعِظَهً وَ تَفْصیلاً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ فَخُذْها بِقُوَّهٍ وَ أْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُریکُمْ دارَ الْفاسِقین‏)
  «و براى او در الواح اندرزى از هر موضوعى نوشتیم و بیانى از هر چیز کردیم، پس آن را با جدّیت بگیر و به قوم خود بگو به نیکوترین آنهاعمل کنند (و آنها که به مخالفت برخیزند، کیفرشان دوزخ است) و به زودى جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد.»
   شاید یکی از نکاتی که این آیه در صدد بیان آن باشد، این است که به هر حال مربی در امر تربیت با افرادی مواجه است که دارای گرایش‌های  متفاوتی  می‌باشند که در این بین لازم است از بهترین استفاده کند؛ (یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها). (قرائتی، ۴/۱۷۷)

روش الگویی
    منظور از این روش این است که بر مربی لازم است الگویی مناسب در برابر متربی قرار دهد و به او معرفی کند؛ چرا که انسان به طور خودآگاه یا ناخودآگاه تحت تأثیر رفتارهای دیگران قرار می‌گیرد و دائماً با این امر در ارتباط است. به عبارتی دیگر الگوها به نحوی در شکل دادن به شخصیت و رفتار آدمی تأثیرگذار است. (کدیور، 1380)

 
این روش از دو جهت قابل تحلیل و بررسی است:

۱- الگو بودن مربی

۲- ارائه الگو به متربی

 

۱- الگو بودن مربی
   رفتار و منش مربی بیشترین تأثیر را بر متربی می‌گذارد. یعنی مربی اولین گزینه‌ای است که متربی او را به عنوان الگو برمی‌گزیند و از آن تأثیر می‌پذیرد. به همین خاطر در قرآن کریم به مواردی برخورد می‌کنیم که افردی به عنوان مربی و راهنما برگزیده می‌شوند و در عین حال خود به عنوان نمونه و الگو معرفی می‌شوند؛
(لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَه)(احزاب/۲۱)
«مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود.»
(ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى‏ وَ هارُونَ إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیاتِنا)(یونس/۲۱)
«بعد از آنها، موسى و هارون را با آیات خود به سوى فرعون و اطرافیانش فرستادیم‏.»
(سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ*إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ*إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنین‏) (صافات/۱۲۰-۱۲۲)
«سلام بر موسى و هارون. ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏دهیم. آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.»
در این آیات، موسی و هارون به عنوان مربی و هدایتگر فرعون و قوم بنی‌اسرائیل معرفی می‌شوند و در قسمت دیگر، از آنان تحت عنوان «محسنین» و «مؤمنین» یاد می‌کند و این بدان معناست که اولاً‌ این آیه در صدد آن است که از آنان به عنوان الگوی نیکوکاران و احسان کنندگان یاد کند، ثانیاً مربی که در جهت تربیت دیگران تلاش می‌کند، خود به عنوان نمونه و الگوی متربی مطرح است.

۲- ارائه الگو به متربی
   علاوه بر اینکه مربی خود باید الگو و سرمشق متربی باشد، می‌بایست الگوهایی را به متربی معرفی نماید و بابت آنچه بیان می‌کند، نمونه آن را در خارج بدو نشان دهد. این نوع از الگو به وفور در داستان موسی دیده می‌شود. مواردی چون همسر فرعون (تحریم/۱۱)، مؤمن آل فرعون (غافر/۲۸)، ساحران فرعون (طه/۶۴-۷۶)، دختران شعیب (قصص/۲۵)، موسی و خضر (کهف/۶۰-۸۲)   (کدیور، 1380)
 
روش محبت
       محبت عبارت است از احساس میل نسبت به چیزی که برای انسان لذت‌بخش است. (راهنمای محبت،/۲۱) یکی از اساسی‌ترین نیازهای انسان پس از نیازهای زیستی همچون آب، غذا و...، نیاز به محبت است. هر فردی نسبت به آنچه که در اطراف او قرار دارد و به نوعی نیاز او را برآورده می‌سازد، علاقه‌مند است و اگر فردی به اشکال مختلف  به ما  محبت کند، ‌او را دوست  خواهیم داشت  و بسته به شدت  و ضعف آن، ما را مجذوب و مسخر خود خواهد کرد. فرقی نمی‌کند که آن فرد همسر، مال، استاد، مربی، شاگرد، خدمتکار و ... باشد. (طباطبایی، 1375)
  


نقش محبت در تربیت
   محبت، یکی از مفیدترین و کارآمدترین روش‌های تربیت است. این روش بیشترین تناسب را با فطرت آدمی و سرشت انسانی دارد. نیروی محبت در تربیت، برانگیزاننده  و تحول آفرین است و اگر درست و به اعتدال به کار گرفته شود، تأثیری شگفت در تربیت آدمی می‌گذارد.
مربی با ابراز  محبت به  متربی، او را دلبسته  خویش می‌گرداند.  این دلبستگی بسیار قدرتمند و کارساز است و می‌توان با تکیه بر آن، فرد را آماده و بلکه طالب به دوش گرفتن تکالیف ساخت. نمونه‌ای از این نوع را می‌توان در جریان گفتگوی خدا با موسی در کوه طور و گذاردن تکلیف پیامبری بر عهده او مشاهده کرد؛
(وَأَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّهً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَیْنِی)(طه/۳۹)
در این آیه خداوند با موسی  سخن می‌گوید  و از اینکه او را در کودکی  مستغرق محبت خویش نموده و لحظه به لحظه به او چشم  داشته تا  فرعونیان او را نابود  نکنند و بلکه شیفته‌اش  شوند، ذکری به میان می‌آورد و او را به لطف و محبتی که در حقش ابراز شده،  واقف می‌کند. حتی ذکر ماوقع  نیز به  زبان لطف و انس  بیان  شده است؛  زیرا  سخن  با ضمیر متکلم  وحده (ألقَیتُ) اظهار شده است و این نهایت نزدیکی و صمیمیت را می‌رساند. موسایی که خدا اورا چنین مخاطب ساخته، موسایی است که در برابر تکلیف سنگین قرار گرفته است و آن، رفتن به سراغ  فرعون طاغی  است. و به راستی  همین شیرینی محبت و لطف الهی است که موسی را در انجام تکالیف توانا می‌سازد.
   یا مواردی دیگر که در آن موسی از محبت برای هدایت و ارشاد مردم استفاده می‌کند؛ مانند برخورد عاطفی و محبت‌آمیز او در مواجهه با بنی‌اسرائیل؛
(وَ قالَ مُوسى‏ یا قَوْمِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُسْلِمین‏)(یونس/۸۴)
«موسى گفت: اى قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‏اید، بر او توکّل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید.»
در این آیه نوع خطاب موسی نسبت به بنی‌اسرائیل (یَا قَوْمِ) نشان ازابرازمحبت او نسبت به قومش است  و به ما می‌فهماند که در امر تربیت از این روش نباید غافل شد، حتی در مقام گفتار و خطاب.

نقش محبت و مهرورزي در فرآيند تعليم و تربيت

    محبت و تکريم: محبت به معني دوست داشتن کسي و  تکريم به معني حب ذات و دوست داشتن خود است؛ بطوري که اگر محبت از جانب ديگران به فرد ابراز شود موجب احساس رضايت و  خشنودي او مي گردد. نظر به این که تمام ملت ها کوشش می کنند کودکان خود را درست تربیت نمایند ٬ و از زیان عوامل پیش بینی نشده٬ و هم چنین از اثار غائله و بازده ی سوء محیط بد حانوادگی بکاهند ٬ مدارس را تاسیس کردند تا یک محیط تربیتی ـ که اجتماع آن را پذیرفته و دولت ها نیز از ان به منظور  خدمت به اجتماع حمایت می کنند اماده شود. لذا مهرورزی به کودکان ازدرجه بالای اهمیت درآموزش و پرورش قرار می گیرد.

 

 

 

اصول تکريم و محبت:   

 1- تکريم و محبت به کودک در آغاز ورود به مدرسه بايد به اندازه اي باشد که وابستگي کودک را به مادر قطع و او را به مدرسه علاقمند کند.

 2- تکريم و محبت محدود به افراد خاصي نيست، بنابراين تمامي افرادي که با کودک سرو کار دارند بايد با محبت و کرامت رفتار کنند.

3- تکريم و محبت بايد منطقي و به دور از تبعيض باشد.

 4- تکريم و محبت بايد قلبي و به دور از تصنع باشد.

 5- علت تحريم و محبت بايد براي کودک قابل فهم باشد.

 6- تکريم و محبت به اندازه اي باشد که مانع تربيت صحيح نشود(کودک بداند که در مقابل رفتار شايسته مورد محبت واقع مي شود).

 7- از آن جا که محبت و تکريم از نيازهاي اساسي انسان است نبايد ابراز آن مشروط باشد(اين کار را انجام بده تا دوستت داشته باشم).

 8- در ابراز محبت و تکريم، سن، توانايي و درک کودک را در نظر بگيريم و افراط نکنيم.

9- تکريم و محبت به گونه اي ابراز شود که براي کودکان قابل درک باشد.

10- ابراز محبت به فرزندان به گونه اي باشد که در صورت مواجه شدن با محروميت بتواند مشکل را حل کند و اجازه دهيم محروميت را در بعضي از مراحل زندگي اش تجربه کند.

   کودکي که از تکريم و محبت والدين بخصوص مادر به اندازه لازم برخوردار شده باشد:

 1- احساس امنيت مي کند.

 2- رواني شاد و دلي با نشاط دارد(متعادل است).

 3- احساس محروميت نمي کند پيوسته اميدورار است.

 4- خوش بين و خوش قلب است. 

 5- خيرخواه و انسان دوست است و به فضايل انساني احترام مي گذارد.

 6- داراي سازگاري و سلامت روان است.

 7- اجتماعي تر و داراي اعتماد به نفس است.

 8- رشد تحصيلي بالاتري دارد.

 9- از هوش عاطفي و خلاقيت بيشتري برخوردار است.

 10- چون طعم شيرين محبت و تکريم را چشيده، قادر است اين آب حيات را به ديگران نيز هديه کند.

 11- مشکلات و تغييرات دوران بلوغ را بهتر مي پذيرد و با آن ها کنار مي آيد.

 12- در نوجواني فريب هوس بازان و رانده شدگان اجتماعي را نمي خورد(به حيثيت خانوادگي مقيد است). 

 13- در سنين جواني احساس محروميت، بي پناهي و سردرگمي نمي کند، بنابراين به کانون هاي فساد(اعتياد، و ...) پناه نمي برد.

نقش محبت و مهرورزي در تعليم و تربيت

     تربيت واقعي و صحيح با يك كلمه كه همان"عشق" است آغاز مي شود. عشق و نشانه هاي مربوط به آن ازچنان اهميتي برخوردار است كه بدون ذخاير وگنجينه هاي نهفته ي آدمي ظاهروآشكارنمي شود. "محبت" و"مهرورزي" در زندگي همه ي ما به خصوص كودكان و نوجوانان نقش اساسي دارد. محبت قانوني است كه سلامت و سعادت و شادماني و هماهنگي و همه گونه كاميابي را براي آدمي به  ارمغان مي آورد؛ به شرط آن كه بدانيم چگونه  و به چه اندازه  از اين  اكسير حيات استفاده شود تا از افراط  و تفريط كه هر يك عوارض نامطلوبي در تربيت دارند پيش گيري شود.

    اگر كسي احساس كند كه دردل وقلب ديگري جاي دارد، به راحتي نمي تواند از او دل بكند و آن چه بيش ازهمه انسان ها رابه يكديگر پيوند مي زند همين جايگاه هااست.پيوندي قوي تر ازمحبت نمي تواند انسان ها را به يكديگر  نزديك سازد. پيوند ناشي ازمحبت، پيوندي است كه به سادگي گسسته نمي شود. هر چه پيوندعاطفي بين مربي و متربي محكم تر باشد، صداقت و يك رنگي و صفاي بيشتري بين آن ها رواج خواهد يافت و نادرستي و ناراستي  و تقلب كمتري در بين آن ها مشاهده خواهد شد.

     معلم واقعي كسي است كه محبت فراگيران را به صورت عميق در دل داشته باشد و آنان را هم چون فرزندان خود دوست داشته بدارد. بسياري از رفتارهاي ناهنجار فراگيران  را كه معلول شرايط  نامساعد خانواده و يا اطرافيان اوست با محبت و صبر وحوصله مي توان درمان كرد. معلم بايد با صبر وحوصله به سراغ او رود و بي آن  كه محبت  او شكل ترحم به خود بگيرد مي تواند قلب او را تسخير كرده  و با نيروي معجزه آساي مهر و محبت بيماري روحي و رواني او را درمان كند.

 معلمان بايد در زمينه ابراز محبت و مهرورزی به نكات زير توجه نمايند:
- تشخيص  كودكاني كه در خانواده از محبت لازم برخوردار نبوده اند و برقراري رفتار محبت آميز با آنان به شيوه اي طبيعي.
- سعي بر تغيير نگرش و رفتارهاي نامناسب كودكان محروم از محبت، با تشخيص استعدادها توانايي ها و رغبت هاي آنان و ترغيب و تشويق شان به انجام فعاليت هاي سازنده.
- تشويق و ترغيب دانش آموزان در برقراري روابط صميمانه و محبت آميز با يكديگر.
- خودداري از تبعيض و يا افراط در تشويق عده اي خاص از دانش آموزان؛ خصوصاَ در حضور دانش آموزان ديگر.
- مورد خطاب قرار دادن نام دانش آموزان همراه با محبت و توأم با احترام.
- گوش دادن به سخنان دانش آموزان با مهرباني و حوصله در هنگام صحبت كردن و يا سؤال پرسيدن.
- برخورد محبت آميزتر با دانش آموزان در محيط بيرون از مدرسه.
- اظهارمحبت وهمدردي ازجانب مربيان درمواقعي كه براي دانش آموز ويا خانواده اش حادثه يا آسيبي پيش مي آيد. ( تربیت ، 1380)

هدف هاي تربيتي معلم و متعلم در فرايند تعليم

     يكي از اساسي ترين اهداف تربيتي در رابطه با معلم و متعلم محبت است.معلم براي اين كه بتواند در تعليم و تربيت نقش اساسي خويش را، به  نحو احسن  ايفا نمايد، بايد بكوشد  كه  نخست  با دانش آموز و دانشجوي خويش رابطه برقرار سازد و او را همانند فرزند خود در زير چتر محبت  بگيرد و با دوستانه رفتار كند.محبت آموزگاربه شاگرد خويش مي تواند به صورت پذيرش، نوازش، نرمي درگفتار،برقراري فضاي امن، حمايت، تعريف و تحسين، تشويق، عفو و اغماض، عذر پذيري و ... آشكار شود.

    اين محبت بايد به گونه اي باشد كه متعلم اين رابطه حسنه و محبت آميز را احساس نمايد ولي به معلم خويش وابستگي پيدا نكند. محبت درستِ معلم به متعلم باعث مي شود:
اولاً - ترس و اضطراب، بي حوصلگي، پرخاشگري، سهل انگاري در انجام وظيفه و اموري از اين قبيل در متعلم ايجاد نشود و يا اگر داشته به صورت قابل ملاحظه اي كاهش يابد و يا حتي از بين برود.
ثانياً - متعلم جدي تر درس مي خواند و حركت و جنب و جوش آن افزايش مي يابد و از  سؤال كردن  و دنبال نمودن بحث براي يادگيري استنكاف نمي كند.
ثالثاً - متعلم به معلم خويش اعتماد مي كند و مشكلاتش را با او درميان مي گذارد و راهنمايي هاي او را مورد توجه قرار مي دهد و اين امر به حل مشكلاتش مي انجامد.

 رابعاً - متعلم به لزوم برقراري رابطه عاطفي با ديگران پي مي برد و راه صحيح چگونه محبت كردن را نيز، عملاً ياد مي گيرد و بدين وسيله"جامعه پذيري" در او تقويت مي شود و حتي معلم را به عنوان اسوه ي خويش مي پذيرد و از رفتارهاي او سرمشق مي گيرد و چگونه صحيح زيستن را مي آموزد و شايستگي هاي اخلاقي، معنوي و اجتماعي و ... او را بكار مي بندد.

                                                         

 

روش های تربیتی هماهنگ با مهرورزی

      روش اول در تربيت، عمل به علم باشد، يعني به چيزي که ديگران را به آن امر مي کند عامل باشد و همه حالات وسکنات او حاکي ازکمال و وقار باشد. براي پيشگيري ازسوء رفتار شاگردان و جلوگيري از ارتکاب خلاف آنان با اشاره و کنايه عمل نمايد و در صورت لزوم، آشکارگو يي و تصريح او براي شاگردان همراه با لطف و محبت و صبر و مودٌت باشد و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش و تو بيخ ننمايد زيرا آشکارگويي و بيان صريح هيبت و ابهت مربيان را از هم مي گسلد و موجب جرأت و جسارت شاگردان در انجام عمل سوء اخلاقي مي گردد.

      در جهت تقويت اعتماد به نفس دانش آموزان کوشا باشد زيرا اگر دانش آموز دچار عدم اعتماد به نفس گردد دائماً خود را از امور محوله ناتوان مي يابد و اين خطري است که اگر پيشگيري نشود دانش آموز دچار مشکلات رفتاري مي گردد.

     جهت پيشبرد اهداف تربيتي و آموزشي در محيط هاي آموزشي از محرک هايي چون تحسين، تقدير، تشويق و تحريض، ترغيب، پاداش و نظاير آن ها استفاده نمايد خوبي ها را افشا کند و بدي ها و عيب ها را بپوشاند و زشتي را آشکار نکند  زيرا اين خود باعث مي شود  که بدي ها  و زشتی ها  عمل کم شود   تصور صحيحي از خود  داشته باشد و  خويش را  چنانکه هست بپذيرد  ودرغيراين  صورت نمي توان شايستگي ها ولياقت هاي خودرا تشخيص دهد وهمواره مضطرب ومنتظر و درحال احتياط باقي مي ماند و بجاي ابتکار و خلاقيت پيوسته در صدد کشف روش هايي است که عدم صلاحيت او را بپوشاند.

     در کلاس به جهت رشد و شخصيت اجتماعي دانش آموزان به اصول ارتباط کلام توجه کافي بنمايد نسبت به آن چه که مي خواهد تعليم  دهد آگاه باشد  و عنايت داشته باشد که نيمي از.

     شرايط حسن اداره کلاس به اين امراختصاص دارد. داراي ثبات عاطفي باشد که بهترين عامل جلب اعتماد  دانش آموزان نسبت به  معلم مي باشد.  در صورت  بروز رفتار  نامناسب  از سوي دانش آموز رفتارهاي گذشته او را بر عليه آنان بکار نگيرد و به عبارتي گذشته نا مطلوب او را هم چون بر چسبي بر پيشاني فراگير نزند. در هنگام رسيدگي به رفتارهاي نابجا و يا در هنگام تغيير رفتار دانش آموزان به زمينه اساسي و احتياجات او توجه نمايد. خود را کامل نداند و دائماً در صدد ايراد گرفتن از ديگران نباشد که روش فوق زمينه را جهت بروز رفتارهاي نامناسب فراهم مي سازد.

      دانش آموز را به عنوان  يک انسان قبول داشته باشد  و او را درک کند  از ارزشيابي شخصيتي او خصوصاً جنبه هاي منفي  شخصيت در حضور جمع اجتناب ورزد. به عنوان يک الگوي رفتاري بايد در افکار و اعمالش ثبات داشته باشد و تصميم گيري او متأثر از حالات هيجاني او نباشد. عنايت داشته باشد که دانش آموزان با اظهار نظر معلم و مربي در مورد خودشان خيلي اهميت مي دهند، لذا چنان چه آنان احساس کنند که ارزشيابي معلم بدون غرض بوده و با رعايت کامل انصاف صورت گرفته است، براي آن ارزش قائل مي شوند. و در نواقص و نقاط ضعف خود تلاش مي کنند. ولي اگر ارزشيابي منصفانه نباشد، موجب کينه و عناد و در نتيجه دوري  گزيدن آنان از مربي و يا  معلم مي شود که  پي آمد هاي نامطلوب ديگري را  نيز در بر خواهد داشت. بطور مستمر از کار خود ارزيابي به عمل آورد يعني با توجه به هدف هاي آموزش و رفتاري که در شروع درس در نظر دارد.

موانع آموزش محبت

    آيين مذهبي، منش ملي، آداب اخلاقي و باورهاي فرهنگي به ما آموخته است كه همه ي انسان ها با فطرت پاك الهي متولد مي شوند. اما شرايط خاص حاكم بر جامعه تحت تاثير عوامل سياسي، فرهنگي، اخلاقي و ... مي تواند اين فطرت سالم را دستخوش تغيير و تحول كند و  يا سبب انحراف  يا اضمحلال اين فطرت سالم گردد. " محبت" نيز ازجمله عناصر وجودي انسان است كه با او متولد مي شود وتحت تاثير  عوامل مختلف اجتماعي  شكل مي گيرد.  اگر اين  عوامل در جهت مثبت باشد،  محبت ماندگار و پايدار مي ماند در غير اين صورت  اثر وجود ي خود  را از دست مي دهد.

     خانواده به  عنوان نخستين محيط اجتماعي  نقش مؤثري د شكل گيري محبت دارد. كودك در خانواده  علاوه بر آداب معاشرت، اخلاق،نزاكت، وفاق وهمدلي،همياري و دوستي، هنر مهرورزيدن و محبت به ديگران را نيز مي آموزد. براي آموزش محبت به كودكان يا  ترغيب و  تشويق آنان به  مهرورزي، بهتر است  به او فرصت  دهيم تا  محبت را  به طور غير مستقيم  و عملي بياموزد .  زير آموزشي كه از راه  غير مستقيم وعملي صورت گيرد، بي شك پايدارترين،ماندگارترين ومؤثرترين نوع يادگيري است.

       معلم و مدرسه  نيزنقش مؤثري  درشكل گيري  محبت دركودكان، نوجوانان وجوانان ايفا مي كنند. معلمان  علاوه  بر  آموزش علوم و فنون و پرورش  ذهن، به  رشد و تعالي صفات و روحيات كودكان، نوجوانان و جوانان نيز كمك مي كنند. تأثير شخصيت معلم بر  روي دانش آموزان  قابل انكار نيست. او مي تواند با اعمال، رفتار، سخنان و  برخورد  خود، محبت را در  وجود دانش آموزان  متجلي كند و تا هميشه اين احساس مقدس را در آنان زنده نگه دارد. نقش  سیستم آموزشی و  تعلیم و تربیت،  مدرسه و معلم هر یک به نوبه خود بسیار در این میان حائز اهمیت می باشد. با توجه به عوامل مؤثر در آموزش محبت، موانع متعددي در اين زمينه وجود دارد:

1- عدم شناخت و مطالعه ودقت در زندگي بزرگان دين به خصوص انبياء واولياء وائمه معصومين(ع) كه بهترين معلمان اخلاق بوده اند و مردم را به محبت سفارش كرده اند.

2- عدم آموزش صحيح"مهرورزي" در خانواده، مدرسه و اجتماع: كودكان، نوجوانان و   جوانان هرگز محبت را به عنوان يك موضوع آموزشي نياموخته اند و برخورداري از اين رفتار پسنديده را ضروري تشخيص نداده اند.

3- احساسات و عواطف همواره در تكوين شخصيت افراد نقش مؤثري داشته است و مهرباني و احترام به شخصيت افراد به خصوص نسل جوان سبب ترغيب اين قشربه ارزش ها وباورهاي مبتني بر جامعه است، در حالي كه قشر جوان و نوجوان ما بيشترمورد حقارت قرارمي گيرد تا احترام. به همين دليل او بسياري از رفتارهاي خود از جمله محبت و مهرورزي را پنهان مي كند تا مبادا مورد توبيخ وسرزنش قرار گيرد.

4- مشكلات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و ... از جمله عواملي است كه متاسفانه سبب خمود و نگراني در بين خانواده ها شده است. به همين دليل معمولا پدر و مادر خانواده كه براي بهبود وضعيت اقتصادي تلاش مضاعف مي كنند، با چهره اي خسته غمگين و افسرده در خانواده ظاهر مي شوند وفرصتي براي ابرازمحبت ندارندكه كودكان ونوجوانان بتوانند محبت را از آنان بياموزند.فرزندان كمترچهره ي شاداب و متبسم آنان را ديده اند و كمتر سخنان پرمهر آنان را شنيده اند.

 
5- سنت نسل هاي گذشته ي ما مبتني بر محبت و مهرورزي  بوده است  و اين در آثار به جاي  مانده ي گذشتگان كاملا مشهود است. اما فرزندان امروز اين مرزو بوم دچار نوعي از خودبيگانگي شده اند و با آثار كهن پيشينيان قطع ارتباط كرده اند وهيچ تمايلي به مطالعه ي اين گونه آثار كه سرشار ازسفارش به محبت است ندارند.

6- نسل امروز ما تصوردرستي از محبت و دوستي ندارد واين رفتارهاي پسنديده راحاصل كسب منافع ديگران مي بيند. او به  محبت و  دوستي ديگران اعتماد ندارد  و پايان همه ي  محبت ها و  دوستي را ناخوشايند مي پندارد.

نقش محبت استاد در روح دانش پژوه

   درعصر ما اين امر مسلم گشته است كه رفتار افراد بشر نتيجه موقعيت ها و عوامل متعددي است كه مهم ترين آن ها،‌خانواده،‌ مدرسه و اجتماع است.به هنگام كودكي بچگي ونوجواني، اين سه عامل، اساس شخصيت فرد را پي ريزي كرده  و پايه رفتارهاي بعدي او را استوار مي سازد. اگر خانواده،  مدرسه و اجتماع هر يك وظايف خود را به خوبي  انجام دهند،  ‌شانس  موفقيت فرد در  هر دوره و نيز بزرگسالي افزايش خواهد يافت و بالعكس، ‌چنان چه اين سه عامل از انجام وظايف  خود قصور  ورزند ، سازگاري فرد در دوران جواني و بزرگسالي بسيار دشوار و گاه غير ممكن خواهد شد.

       تأثير خانواده در رفتار فرد، بيشتر در دوران قبل از مدرسه است و پس از آن مسئوليت مدرسه در تربيت فرد سنگين تر خواهد بود.  بر آوردن احتياجات اجتماعي،‌ عاطفي و عقلاني فرد كه قسمت  عمده اي از تربيت او را شامل مي شود، ‌از عوامل بسيار مهم پرورش فرد است. مهم ترين و مؤثرترين عامل در تربيت افراد عبارت از معلم و استاد است. تعديل و هدايت نمايد. معمولا‌ افراد در مدرسه و مؤسسات علمي دو نوع تربيت مي پذيرند.

      يكي تربيت عمومي  و ارادي و با نقشه، مثل كتاب  معيني  كه كودك  بايد  بياموزد، درسي  كه بايد خواند و ... و ديگري تربيت هاي غير ارادي و ناخود آگاه است: معلم خصلت ها و برخوردهايي دارد كه بدون آن كه متوجه باشد، ‌آن ها را به دانش آموزانش منتقل مي كند. اما آن چه كه سؤال انگيز است ، اين نكته است كه چه عامل مهمي مي تواند، معلم را در پيشبرد اين كار كمك نمايد و به عبارت ديگر:‌ عامل مؤثر در تعديل و هدايت رشد عاطفي، عقلاني و اجتماعي دانش آموزان كه بر عهده معلم است،‌ چيست؟ پاسخ در يك نكته است و آن كيمياي محبت است. آري با محبت و مهرباني مي توان دانش آموزان را در اين سه زمينه  تعديل و  هدايت كرد.

     دانش آموزان  و دانش پژوهان، ‌ بسياري از رفتارهاي  اجتماعي و مهارت ها و  عادات  گوناگون را در  مدرسه و  دبيرستانم  مي آموزند. حس همكاري، ‌همدردي، ‌ آداب معاشرت، ‌رقابت، سازگاري، رعايت نظم و ترتيب، ‌از خود گذشتگي،‌ طرز فكردرست،احترام به حقوق ديگران و روش حل مسائل و مشكلات، ‌كه اصول وپايه هاي زندگي اجتماعي بر آن ها بنا شده است،‌ در محيط هاي آموزشي آموخته مي شود. دانش آموزان با عبور ازمدارس و مؤسسات  علمي و زندگي محدود آن، ‌وارد جامعه مي شوند و با زندگي وسيع اجتماع آشنا مي گردند. بنابراين آموزشگاه ها بايد با زندگي هماهنگي باشند و شاگردان را براي  زندگي اجتماعي  آماده نمايند  و در آن ها احساس مسئوليت اجتماعي،‌ به  وجود آورند و  پيوند آنان را با اجتماع محكم كنند.  به عنوان شاگرد  وقتی معلمان خود را دوست می داشتیم یا به آن ها عشق می ورزیدیم در خواندن درس هایشان سعی و تلاش بیشتری می کردیم. ما نه تنها  یاد می گرفتیم،  بلکه در کلاسی که  معلمش را دوست داشتیم   بهتر فعالیت می کردیم. کودکان برای معلمی که دوست دارند، کمتر  دردسر و مزاحمت  ایجاد می کنند و کمتر برخورد نادرست با آن ها  دارند.  کودکانی که  مشکل انضباطی دارند معمولا یا در ارتباط با  معلم فعلی خود نوعی رفتار خصومت آمیز دارند ویا احساس آن ها نوعی واکنش در برا بر نحوه ی رفتار و گفتار معلمان قبلی است. دریک کلاس درس وقتی مسئولیت کوچکی به کودکان می دهیم یا از کوچک ترین حرکت و کار و زحمت آن ها قدر دانی می کنیم، زمینه برای ایجاد محبت فراهم می آید. وقتی به شاگردی می گوییم که کار امروز تو کمک بزرگی به من بود و به دوستانت هم  کمک کردی شاگرد به ما  محبت پیدا می کند.  احساس می کند  دوستش داریم  که از او قدردانی می کنیم. وقتی کار به این جا رسید، شاگرد حتی دیگر حاضر  نیست بد گویی  دیگران را نسبت به معلمش بشنود.

 مکتبی در مورد انسان کامل وجود دارد به نام مکتب«معرفت النفس» که محور همه ی کمالات انسان را خود شناسی می داند. چرا که انسانی که خود را شناخت برخود مسلط می شود و بعد که مسلط شد، نسبت به دیگران محبت پیدا می کند.

 

 

 

 

 


 
نقش معلمان و اساتيد ‌در مهرورزی

1- با محبت و مهرورزي به شاگرد، ‌به او  نزديك شده و  او را در  سازگاري اجتماعي  كمك نمايند. معمولا کودکاني كوچك و يا افرادي كه تعادل رواني آنان متزلزل شده است، ‌يا افرادي كه بر خورد با عالم واقع ترس دارند و اغلب عالم خيال به سر مي برند، ‌از زندگي اجتماعي گريزان هستند. معلم مي تواند،‌ با محبت خود به دانش آموزان،‌ اعتماد آن ها را به خود جلب نموده و ريشه گريز دانش آموز از گروه را يافته و براي از بين بردن آن، به وي كمك كند.

2- معلم به عنوان نمايند  بزرگسالان با کودکان سر و كار دارد و بايد  نقش راهنما را در ميان آنان به عهده بگيرد. هر چه بستگي کودکان به گروه هم سن و   سال خودشان  زيادتر باشد، ‌ اختلاف آن ها با بزرگسالان بيشتر است وهمين اختلاف،‌ خودشان زيادتر باشد، ‌اختلاف آن ها با بزرگسالان بيشتر است  و همين اختلاف سبب ابرازخصومت و بي اعتنايي کودکان نسبت به بزرگسالان مي شود.معلم به عنوان نماينده بزرگسالان  اگر خود را به کودکان نزديك سازد و بر  اساس محبت،   ميان خود و آن ها  تفاهم مشترك ايجاد كند، ‌در اين صورت کودکان اورا به عنوان يك راهنماي دلسوز تلقي مي كنند وازمخالفت  با او خودداري مي نمايند.

  وقتي معلم، خود را مانند يك عضو در گروه شاگردان وارد سازد و مقاصد و احتياجات آنان را خوب درك كند و رغبت و تمايلات كودكان رانقطه شروع كارهاي تربيتي قرار دهد، دراين صورت مي تواند در توسعه معيارهاي گروهي، ‌در انتخاب هدف،‌  درتهيه نقشه و برنامه، درتقسيم كار وقبول مسئوليت و در ايجاد فرصت براي هريك از کودکان به تناسب استعداد و ميل آن ها، به ايشان كمك كند.

       رانكين يكي از روانشناسان برجسته مي گويد: «‌معلم خوب، كودكان و جوانان را دوست دارد. اين حقيقت به قدري اصولي و ساده است كه به نظر از بديهيات مي رسد، ‌ولي در واقع مهم ترين اصل تعليم است.»‌ معلم بزرگ - علامه طباطبايي –‌ سيمایی بشاش و گشاده، زباني خموش و صدايي آرام داشت، ‌و پيوسته به حال تفكر بود و گاهگاهي لبخندي بر لب ها داشت. شهيد ثاني مي گويد: «‌بايد معلم به اين نياز رواني شاگرد[يعني نياز به محبت استاد و محبوب بودن در نظر معلم] عنايت داشته باشد... واگر معلم به اين حاجت رواني شاگرد آشنايي داشته باشد، مي تواند آن را در مسير خوبي رهبري كرده و از آن براي امر آموزش بهره برداري نمايد.»

           درس معلم ار بود زمزمه محبتي             جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را   

 

 

     

اسلام دین محبت و مسلمان نماد مهرورزی

   اسلام عزيز كه احكامش همواره برپايه احتياجات فطري انسان است، ‌اين مسأله را از نظردورنداشته و آموزش و پرورش را بر محور مهرورزي، ‌دلسوزي، ‌نرمي و خوش رفتاري پايه ريزي مي كند. در فرهنگ تربيتي اسلام پروردگار رحيم و عطوف به عنوان اولين معلم انسان جلوه گر است(سوره علق آيه 4و5) و تاكيد مي شود كه كسي تعليم و تربيت افراد را به عهده مي گيرد بايد خليفه خدا و مظهر او در اين صفت باشد. به همين جهت پيامبر اسلام كه"رحمة للعالمين"(سوره انبياء آيه 107) است به عنوان شايسته ترين معلم براي بشريت، از ناحيه خداوند برگزيده شده است.(سوره جمعه آيه 2) راز پیشرفت اسلام در مهرورزی پیامبر اکرم(ص) به مردم نهفته است: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»: پس به برکت رحمت الهی با مردم نرمخو و پرمهر شدی و اگر تند خو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند.(آل عمران ۱۵۹) پيامبران عظيم الشأن كه بزرگ ترين معلمان بشري هستند، ‌با همين محبت و مهر ورزي و مهرباني و رأفت بود كه توانستند در مقابل آن همه مصايب صبر كنند و انسان ها را هدايت نمايند. وقتي از طرف خداوند به حضرت موسي(ع) امر شدكه به سوي فرعون رود و آن حاكم جابر و طغيانگر را هدايت كند،‌ دستور فرمود كه: ‌«‌با مهرباني و نرمي با فرعون صحبت كن.»‌ خداوند به حضرت رسول(ص)‌ خطاب مي كند:‌ «‌اي پيامبر گرامي! به موجب رحمت الهي به تو، ‌نسبت به مسلمين، ‌اخلاق نرم و بسيار ملايمي داري، ‌اگر[اين خلق و خوي تو نبود و اگر به جاي اين اخلاق نرم و ملايم] اخلاق خشن و درشتي داشتي،‌ مسلمانان از دور تو پراكنده مي شدند.»

آن معلمان بزرگ همان گونه كه خود در مقام تعليم، ‌از اصل محبت و پرهيز از خشونت استفاده مي كردند، ‌معلمان ديگر را نيز به اين امر ترغيب مي نمودند: ‌«مطالب را به مردم بياموزيد،‌ ولي خشونت نداشته باشيد و بدانيد كه آموزگاري، ‌ارزشمندتر از خشونت ورزي است.»‌ باری مهرورزی پیامبر اسلام (ص) به مردم موجب هدایت کسانی شد که هرگز امیدی به هدایت آن ها نمی رفت و از این طریق آن چنان هدایت شدگان به مربی بزرگ بشر دلبسته شده بودند که حاضر نشدند اسلام را تنها بگذارند. بلکه با تمام وجود برای هر نوع فداکاری در راه آن آماده شدند و در حقیقت با این روش از انسان های عهد جاهلیت با آن ویژگی ها انسان هایی رئوف دریادل و پارسا ساخته شد. باری مربی بزرگ ملک و ملکوت اساس دعوت و کار خود را بر مهرورزی و محبت قرار داده بود و به آن نیز فرمان می داد که«احبوا الصبیان و ارحموا هم»: کودکان را دوست بدارید و به آنان مهر ورزید.(وسائل الشیعه ج ۱۵ ص۲۰۱) اندیشمندان اسلامی نیز با تبعیت از رسول گرامی(ص) شیوه اساسی خویش را در تعلیم و تربیت بر مهرورزی و محبت استوار ساخته اند. شهید ثانی در کتاب منیة المرید ویژگی مربی و معلم خوب را مهرورزی به متربیان و اخلاق خوش و نرمی در گفتار دانسته و با استناد به آیات قرآن در روایات نتیجه می گیرد که هر معلم و مربی باید اخلاق خویش را در ارتباط با همه افراد به ویژه متربیان نیکو گرداند و با لطف و محبت با آنان رفتار کند و چون با متربیان مواجه می شود با خوش رویی وروی گشاده و شادمانی برخورد نماید و مهرورزی و محبت و شفقت خویش را به آنان ابراز کند. شیخ اشراق نیز محبت و مهرورزی را زاییده علم و معرفت دانسته و شرط وصول به کمال را گذشتن از این نردبان قلمداد کرده است. امام سجاد(ع) مي فرمايد: "امّا حقّ سائسك بالعلم ... حُسنِ الاستماع اليه و الاقبال عليه و المعونةُ له علي نفسك فيما لا غني بك عنه من العلم بان تُفَرّغ له عقلَك و تُحضِرَهُ فَهمَكَ و تُزكي له قلبك و تجلّي له بَصَرك بترك اللذات و نقص الشهوات". حق معلم بر تو اين است كه به درس و راهنمايي او خوب گوش كني و به او كاملاً متوجه باشي و در يادگيري علوم مورد نياز با او همكاري نمايي به اين صورت كه ذهن خود را به چيز ديگري مشغول نسازي و با تمركز حواس آمادگي براي فهميدن را پيدا كني و دلت را نسبت به او پاك و منزه نگهداري و با ديد خوب به به او نگاه كني. راه همه ي اين ها آن است كه هيچ گاه به فكر لذات نا مشروع نباشي و از تمايل به آن چه تو را از تعلم دور نگه مي دارد بكاهي. البته معلم و مربی هم چون طبیب حاذق باید شرایط و موقعیت ها را در نظر گیرد و نوع رفتار و راه و روش تربیتی خودرا با توجه به آن شرایط و موقعیت ها انتخاب نماید. ( تبیان )

          منابع :    

1-    قران مجید

2-     سایت تبیان

3-       مجله تربيت ، شماره 3 ، آذر ماه 1380،   

4-      بيلر، رابرت، ‌كاربرد روانشناسي در آموزش، ترجمه دكتر پروين كديور، جلد 1و2، مركز نشر دانشگاهي

5-      شريعتمداري - علي، اصول و فلسفه تعليم و تربيت، موسسه انتشارات اميركبير،1380

6-      محسن قرائتی ، سیره ی پیامبر یا نگاهی به قران کریم ،